زندگی و مرگ حیوانات خانگی

۰

حیوانت خانگی گاهی بهترین دوستان ما هستند. آن‌ها هرگز ما را قضاوت نمی‌کنند؛ هیچ‌گاه ناراحتی‌هایشان را سر ما خالی نمی‌کنند؛ همیشه از دیدن ما خوشحال می‌شوند؛ همیشه به ما اعتماد دارند و هرگز به‌اضافه وزن ما به چشم اشکال نگاه نمی‌کنند. داشتن رابطه‌ای خوب با آن‌ها می‌تواند به ما یاد بدهد چطور بی‌قیدوشرط دوست بداریم و چطور اطرافمان را از محبت و شادی پرکنیم.

معمولا فکر می‌کنیم این ما هستیم که بر آن‌ها سلطه داریم، اما درواقع در بیشتر مواقع آن‌ها هستند که صاحبانشان را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تابه‌حال چند سگ را دیده‌اید که رفتارشان شبیه صاحبشان شده باشد؟! اما، برای مثال، مهربانی و خوش‌خلقی گربه‌ها را دیده‌اید که چطور به‌آرامی خانه را پر می‌کند؟

چیزی که ما انسان‌ها اکثر مواقع فراموش می‌کنیم این است که حیوانات نیز مانند ما خانواده تشکیل می‌دهند، درد و لذت را حس می‌کنند، دوست داشتن را و ترس را درک می‌کنند و مانند انسان‌ها در سطوح احساسی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. آن‌ها همچنین این توانایی را دارند که در سطحی فراتر از گفتار انسانی با صاحبانشان ارتباط برقرار کنند.

برای حیواناتی که از محیط‌های بد و پناهگاه‌ها به خانه آورده می‌شوند، باید به چند نکته توجه داشت. اول این‌که محیط قبلی معمولاً برای حیوان پر از استرس بوده و نقل مکان به خانه‌ای گرم و پرمحبت حیوان را حساس و برای مدتی زودرنج می‌کند. نکتۀ بعدی این است که تغییر تغذیۀ حیوان باید بااحتیاط صورت بگیرد و حیوان حتماً باید مورد معاینۀ پزشکی قرار بگیرد. همچنین، بهتر است صبور بود و منتظر ماند تا حیوان به محیط جدید عادت کند و نباید از همان روزهای اول دربارۀ رفتارهایش قضاوت کرد.

در این مطلب، به نکتۀ مهمی دربارۀ صاحبان حیوانات نیز باید اشاره کنیم. وقتی حیوانمان را از دست می‌دهیم، غم زیادی بر وجود ما حاکم می‌شود. درواقع، غم از دست دادن حیوان با غم از دست دادن همنوعان، به‌خصوص وقتی پیوند نزدیکی با آن‌ها داریم، خیلی فرقی ندارد. بنابراین، فرآیند تعامل با آن در هر دو مورد یکسان است. واقعیت این است که فرآیند غم از دست دادن شامل سه مرحله است. در مرحلۀ اول می‌دانیم که حیوانمان مریضی خطرناکی دارد و امیدی به زنده ماندنش نیست. در این مرحله، معمولاً تمایل داریم حقیقت را باور نکنیم و خودمان را به ندانستن بزنیم.

در مرحلۀ دوم، درست پس از مرگ حیوان با واقعیت روبه‌رو می‌شویم. در این مرحله، بهترین کار این است که اطرافمان را پر از آدم‌هایی کنیم که درد ما را می‌فهمند. خیلی از مردم در این شرایط می‌گویند که اتفاقی نیفتاده و می‌توانیم سگ، گربه یا پرندۀ دیگری بگیریم. این حرف‌ها معمولاً بدون فکر قبلی زده می‌شود و باعث ناراحتی بیشتر می‌شود. از آنجا که این مرحله تنها با گذر زمان حل می‌شود، باید تا مدتی از این افراد دوری کرد.

در مرحلۀ آخر، باید به خودمان اجازه دهیم که زمان بگذرد و غمی که حس می‌کنیم به‌طور طبیعی برطرف شود. در این دوران، نباید برای تمام شدن غم مدت‌زمان تعیین کرد و نباید سعی کرد از راه‌های نادرست احساس غم را از بین ببریم.

۳.۸۸ میانگین امتیازدهی (۷۷% امتیاز) - ۸ رای
اشتراک گذاری:

درباره نویسنده/مترجم

صادق خالدی

کارشناس زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه شهید بهشتی، از سال 1394 با تن مین در زمینۀ ترجمۀ متون مرتبط با سلامتی جسم و روان، موفقیت در زندگی و در کسب و کار، فرهنگ عمومی و پیشرفت شخصی همکاری می‌کند.

پاسخ دهید

هفت × یک =